چطور با یک رئیس بی منطق و بداخلاق کنار بیایم ؟ (بخش اول)

چطور با یک رئیس بی منطق و بداخلاق کنار بیایم ؟ (بخش اول)

بی منطق و بداخلاق !

تصور کنید پس از مدتها جستجوی شغل و بررسی فرصت های شغلی، بالاخره استخدام شده اید و ایام به کام شماست. همه، استخدامتان را تبریک می گویند و خیلی ها آرزوی موقعیت شغلی شما را دارند. اما مشکلی غیر منتظره شما را غافلگیر می کند: وجود یک رئیس بی منطق و بد اخلاق!

 

کابوس هر روزه

این که مجبور باشید هر روز ناامیدانه به سوی محل کارتان بروید با این ذهنیت که باز هم مجبورید با رئیس بد قلق و قدر نشناس خود روبرو شوید، بیشتر به یک کابوس شبیه است تا داشتن شغل.

اما هزاران نفر در سراسر جهان علیرغم داشتن شایستگی های شغلی و استخدامی، با این مشکل مواجهند و ده ها نفر از آنها در هر روز مجبور به ترک شغل و یا تغییر شغل می شوند.

به دنبال راه حل …

سوال مهم این است که راه حل این مشکل چیست؟
مطمئن باشید برای هر مشکلی بالاخره راه حلی هست. اما قبل از آن باید به این سوال مهم پاسخ دهید: آیا مطمئن هستید رئیستان واقعاً بد است یا شما چنین تصوری دارید؟

دقت داشته باشید ممکن است رییستان صرفاً با شما مشکل داشته باشد، در این صورت لازم است تا در تعامل خود با او بازنگری کنید. به عبارت دیگر شاید او آن قدرها هم بد نیست و لازم است شما در روابط شغلی خود و یا نحوه انجام وظایفتان تغییراتی بدهید تا ذهنیت او اصلاح شود؛ مثلاً به عقاید او بیشتر احترام بگذارید، کمی منظم تر باشید و… .

برای تشخیص این موضوع که رییستان اصولا چگونه آدمی است، به این ویژگیها توجه کنید:

مهمترین ویژگیهای یک رییس بد

مدیران و رئیس هایی که واقعا سخت می توان با آنها کار کرد دارای خصوصیاتی هستند که مهمترین این خصوصیات به شرح زیر است :

۱- اتهام نادرست بخاطر اشتباهاتی که صورت نگرفته است.
۲- نشان دادن دشمنی خود با خیره شدن، زل زدن، و ترساندن غیرکلامی.
۳- کوچک شمردن افکار و احساسات فرد در جلسات کاری و به اصطلاح ضایع کردن او در جلوی دیگران
۴- استفاده از «رفتار خاموش» برای جدا کردن فرد از دیگران.
۵- نمایش رفتار و اخلاق غیرقابل‌کنترل در مقابل دیگران.
۶- وضع قانون‌هایی که حتی خودش قادر به اجرای آن نیست.
۷- تحقیر یک کار انجام شده کامل و باکیفیت و ایرادگیری بی‌مورد.
۸- انتقاد خشن و مداوم از فرد برای نمایش وجود استاندارد متفاوت.
۹- پخش کردن شایعات نادرست درمورد فرد.
۱۰- تشویق دیگران به جبهه گیری در مقابل فرد موردنظر.
۱۱- منزوی کردن فرد از سایرین، چه از نظر فیزیکی و چه اجتماعی.
۱۲-نشان دادن رفتار غیرمحترمانه که معمولاً به شکل زیرکانه ای در بستر قانون انجام می شود.
۱۳- فریاد زدن، دعوا کردن و پرت کردن اشیاء در حضور دیگران برای تحقیر فرد.
۱۴- دزدیدن اعتبار کاری فرد و اختصاص دادن آن به خود یا دیگری.
۱۵- سوءاستفاده از فرایند ارزیابی با دروغ گفتن درمورد عملکرد فرد.
۱۶- اعتراض مداوم به بهانه انجام ندادن دستورات.
۱۷- استفاده از اطلاعات محرمانه فرد برای تحقیر خصوصی یا عمومی او.
۱۸- تلافی کردن گله مندی یا شکایت فرد با ابزار قدرت.
۱۹- آزار کلامی براساس جنسیت، نژاد، لهجه یا ناتوانی جسمی و زبانی فرد.
۲۰- محول کردن کار ناخوشایند بعنوان تنبیه.
۲۱- تحت فشار گذاشتن فرد برای استعفا یا انتقال برای قرار نگرفتن درمعرض بدرفتاری بیشتر.
۲کارشکنی درمورد اهداف کاری یک فرد یا پاداش او.

حالا باید چه کار کنم ؟

اکنون دو حالت مطرح است:
در حالت اول، موارد یادشده با رفتارهای رییستان شباهتی ندارد یا این که این رفتارها فقط با شما انجام می شود. (نشانه چنین حالتی این است که معمولاً سایر همکارانتان در خصوص این که او رییس بدی است با شما هم عقیده نیستند). در این صورت بهتر است راه حل را در وجود خودتان جستجو کنید و رفتار شغلی و روابط خودتان با رییس را بازبینی کنید. (برای این کار چند پیشنهاد در ادامه به شما ارایه خواهیم کرد).

اما در حالت دوم، رییس شما همه اینها یا مجموعه ای از این رفتارها را بروز می دهد و بنابراین عموم افراد با او و رفتارش مشکل دارند . در این حالت می توان گفت شما در استخدام کمی بدشانسی آورده اید و گرفتار رییس ناجوری ! شده اید. در اینجا لازم است به دنبال راه حل یا حتی در گام بعدی شغل جدید باشید. (مراحل این تصمیم را نیز به شما نشان خواهیم داد.)

در هر دو حالت، باید دقت کنید که بی توجهی به این وضع و بی تفاوتی نسبت به آن راه حل مناسبی نیست بلکه این وضعیت می تواند به تدریج کارایی و رضایت شغلی شما را کاهش دهد، شما را نسبت به شغلتان بی انگیزه کند و زمینه رفتارهای منفی تر از سوی رییستان را در یک چرخه تکراری مهیا سازد. بنابراین لازم است قوی باشید و با موضوع به شکلی فعال و موثر برخورد کنید.

۳ روش مواجهه با حالت اول ( رییس فقط با شما مشکل دارد):

۱)  با همکارانتان صحبت کنید و تا حد امکان نواقص کار خود را رفع کنید: این که شما تنها قربانی رئیس هستید، ممکن است به این دلیل باشد که کارتان را خوب انجام نمی‌دهید. از همکارانتان مشورت بگیرید تا بفهمید اشکال کار در کجاست و این که آنها در موضوعات شغلیشان چطور عمل می کنند و آیا شما هم می توانید از این روشها استفاده کنید یا خیر.

۲) تصمیم بگیرید یک قربانی نباشید: یک احتمال این است که شما آنقدر خود را ضعیف و بی اراده و یا حتی خوب نشان داده اید که  او اجازه یافته از  رفتار و شخصیت شما سوء استفاده کند. اگر این چنین است به تدریج و با ملایمت، برایش محدودیت بگذارید. تصمیم بگیرید دستورات غیر منطقی او را انجام ندهید و رفتار غیرمحترمانه او را نپذیرید. با پذیرش این که قربانی باشید، نه به نفع خودتان کار کرده اید و نه شرکتتان . “هنر نه گفتن” را بیاموزید و درمقابل رئیس قلدرتان، هوشمندانه از آن استفاده کنید.

۳) هوشیار باشید: به هشدارهای اولیه تغییر رفتار یک رئیس با رفتار ملایم به رفتار خشن، توجه داشته باشید. اگر رییستان معمولاً رفتاری معقول دارد، ریشه های تغییر رفتار او را کشف کنید. مثلاً اگر استرس عامل بروز این رفتار است، سعی کنید رفتار و عملکرد شغلی شما استرس  او را کاهش دهد. روز بدی داشته است؟ مرخصی ها و درخواست های غیرضروری‌تان را به تعویق بیندازید تا روحیه‌اش بهتر شود. یک مشتری  اعصابش را به هم ریخته است؟ فعلاً از او دوری کنید. به هر حال زمانی که یک علامت هشداردهنده مشاهده کردید، بیشتر احتیاط کنید.  

در کنار روشهای یاد شده، تجربه شما و راه حل های خلاقانه ویژه تان نیز به کار می آید. به هر حال هر کسی روش خاص خود را دارد.

و روش هایی دیگر …

علاوه بر این، روشهای تکمیلی دیگری هم وجود دارد که در بخش دوم این مقاله به آن خواهیم پرداخت. روشهایی که عمومیت بیشتری دارد و معمولاً برای زمانی است که یا همه با رییس مشکل دارند و یا این که اگر هم رییس فقط با شما مشکل دارد، از تغییر رفتار او ناامید شده اید. با این روشها در واقع آخرین تلاشهای خود را برای بهبود شرایط کاری، قبل از ترک شغل و جستجوی شغل جدید، انجام خواهید داد.

منبع مطلب: مسیر ایرانی

مطالب مرتبط